و از آنجمله بنو عبدالقيس و جمعي از ناحيهء بحرين بشرف اسلام مشرف شده بودند و قدم راسخ پيدا كرده در اين ايام بنو بكر با منذر بن ساوي در ساخته قصد آن مسلمانان نمودند ايشان اين ماجرا را بعرض صديق اكبر رسانيدند و وي رضي الله عنه جماعتي از مسلمين را بر جهاد دعوت فرمود و به سر كردگي علاء بن الحضرمي ايشان را به حرب بنو بكر روان نمود و علاء حضرمي را در راه كرامتي باهره ظاهر شد و آن استجابت دعاء او بود بظهور آبي كه دفع عطش نمايد آخر ها شبخون بر كفار زدند و فتحي عظيم نمايان گشت و از آنجا به جزيره دارين [1] نهضت نمود و در اين اثناء كرامتي ديگر نمودار شد و آن نيز استجابت دعاي او بود در نقص آب تا آنكه اخفاف ابل تمام در آب غرق نشد اينجا نيز فتحي عظيم بر روي كار آمد و از آنجا بطرف منذر بن ساوي متوجه شده غلبهء نمايان بدست آوردند وفي الاستيعاب كان يقال ان العلاء بن الحضرمي كان يُجاب الدعوة وانه خاض البحر بكلماتٍ قالها ودعا بها وذلك مشهور عنه [2] .
در اينجا سرّ تقدم صديق اكبر علاء بن حضرمي را ظاهر و نمايان گرديد.
(1) - موضعي در سرزمين شام.
(2) - الاستيعاب،