بندهء ضعيف گويد كه اين اختلاف در حكم شرعي نيست بلكه در زمان حضرت صديق - رضي الله عنه - كثرت فيء كه محل تفضيل به سابقه و نسب باشد حاصل نشد لاچار منظور نظر صديق اكبر احياء اين نفوس شد به اقل آنچه وجه كفايت ايشان تواند بود و در عهد فاروق اعظم - رضي الله عنه - فيء به كثرت جمع شده و از قدر كفايت بيشتر حاصل گشته پس تفضيل اهل سوابق را گنجايش بهم رسيد، عن ميمون بن مهران قال كان ابوبكر اذا اراد ان يبعث بعثًا ندب الناس فاذا كمل له من العِدة ما يريد جهّزهم بما كان عنده ولم تكن الاَعطية فرضت علي عهده، اخرجه ابن ابي شيبة (1) .
باز در آخر ايام آنحضرت صلي الله عليه وسلم فتنهء ردت نمودار گرديد و بعد از وفات وي اين فتنه استحكام يافت از آنجمله مسيلمه كذاب دعواي نبوت كرد و فوجي عظيم از اهل يمامه و اهل نجد با خود جمع نمود حضرت صديق مسلمين را براي قتال آنجماعه برخواند و خالد بن وليد - رضي الله عنه - را امير ساخت چون تلاقي فئتين واقع شد اول بر مسلمانان هزيمت افتاد ثانيًا به سعي جمعي از نبلاء صحابه مانند ثابت بن قيس و زيد بن الخطاب برادر فاروق اعظم و براء بن مالك فتح اسلام ميسر شد و اين عزيزان شربت شهادت چشيدند رضوان الله عليهم، و مسيلمه به دوزخ پيوست و جماعهء او متفرق گشت و آن يكي از فتوح عظيم اسلام بود گويا فرمودهء آنحضرت صلي الله عليه وسلم در باب خالد سيفٌ من سيوف الله (2) تمهيد و توطيه همين فتح بوده است.