و در حال مرض حضرت فاروق را به ابلغ تدبير خلافت وصيت نمود از آنجمله تعيّن مثني بن حارثه براي جهاد عجم؛ زيرا كه هيبت وي در دل عجم مستقر شده بود حضرت فاروق به آن همه وصايا قيام فرمود آخر حال حضرت عثمان را كه در زمان خلافت صديق كاتب وي بود طلبيد و فرمود بنويس: هذا ما عهد ابوبكر بن ابي قحافة الي المسلمين اما بعد فاِني قد استخلفتُ عليكم اين سخن بگفت و بيهوش شد پس عثمان آنچه ابوبكر گفته بود بقلم آورد و از پيش خود نوشت كه عمر بن الخطاب؛ چه از ابوبكر قبل از اين اين معني را معلوم كرده بود بعد از آنكه ابوبكر از بيهوشي به افاقت آمد با عثمان گفت چه نوشته؟ عثمان آنچه نوشته بود بروي خواند تا بذكر عمر رسيد از پيش خود نوشته بود ابوبكر گفت: اي عثمان خدا ترا از اسلام جزاي خير دهاد آنگاه فرمود: بنويس فاسمِعوا له واطيعوا فان عدَل فذلك ظني وعلمي فيه، وان جار فلكل امرءٍ ما اكتسب والخير اردتُ ولا اعلم الغيب"وسيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍ ينقلبون [1] "
(1) - سوره ي شعراء، آيه: 227..