فهرس الكتاب

الصفحة 1404 من 2207

"والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته بعد از آن ابوبكر صديق رضي الله عنه دستهاي خود برداشت و گفت: خدايا ويرا خليفه ساختم بر مسلمانان و در اين امر نخواستم جز صلاح حال ايشان و عملي بجا آوردم كه تو اعلم بودي به آن و اجتهاد نمودن و بهترين ايشان را بر ايشان والي ساختم و كار همه را بخدا مفوّض گردانيدم خدايا تو علام الغيوبي و نخواستم در اين قصه حمايت عمر، و من از دنيا ميروم بجانب آخرت تو خليفه باش بر ايشان؛ زيرا كه بندگان تو اند و والي ايشان را تو اصلاح كن براي ايشان يعني عمر را رضي الله عنه و او را از خلفاي راشدين گردان كه متابعت كند سيرت پيغمبر خود را صلي الله عليه وسلم و سيرت صالحاني كه بعد از پيغمبر بوده اند و كار رعيت وي را بصلاح آر پس فرمود تا عهد نامه مهر كردند و به امراء جيوش كه در اطراف و جوانب بودند مثل اين عهدنامه نوشت و مهر كرد بعد از آن عمر را طلبيد و او را اخبار كرد كه ترا بر اصحاب رسول خدا خليفه ساختم عمر گفت يا خليفة رسول الله اين زحمت را از من دور دار كه مرا بخلافت حاجت نيست."

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت