كه در آن سه جامه پيراهن و عمامه نبود پس گفت چه روز از دنيا نقل فرمود؟ گفتم: روز دوشنبه گفت امروز چه روز است گفتم دوشنبه گفت اميد دارم بخداي تعالي كه موت من ميان امروز و امشب باشد پس در جامه اي كه در بر داشت و بيمار داري وي در آن جامه كرده بودند نظري فرمود حالانكه در آن جامه اثري از زعفران بود گفت اين جامهء مرا بشويند و بران دو جامه ديگر زياده سازند و مرا در آن كفن كنند گفتم اين كهنه است گفت ان الحي احق بالجديد والميت انما يصير الي البلي والصديد پس وصيت نمود زوجهء خود را اسماء بنت عميس كه ويرا غسل دهد و عبدالرحمن وي را امداد و معاونت نمايد و گفت نخواهم كه هيچكس جز ايشان جسد برهنه ي مرا بيند شب هنگام از دنيا نقل كرد، و بعد از غسل تجهيز و تكفين وي بدستوري که وصيت كرده بود بعمل آوردند عمر بن خطاب رضي الله عنه بر وي نماز گزارد و در حجره عايشه برابر قبر حضرت رسول الله صلي الله وعليه وسلم قبر وي كندند و پسرش عبدالرحمن و عمر بن الخطاب و عثمان بن عفان و طلحه در قبر وي در آمدند و هم در شب ويرا دفن كردند جزاه الله عن المسلمين احسن الجزاء (1) .
اما مآثر فاروق اعظم رضي الله تعالي عنه وارضاه: