حضرت فاروق - رضي الله عنه - گفته است: بينما انا نائم عند آلهتهم اذ جء رجل بعجل فذبحه فصرخ به صارخ لم اسمع صارخًا قط اشد صوتًا منه يقول يا جليح امرٌ نجيح رجلٌ فصيحٌ يقول لا اله الا الله فوثب القوم قلت لا ابرح حتي اعلم ماوراء هذا؟ ثم نادي يا جليح امر نجيح رجلٌ فصيح يقول لا اله الا الله فقمت فما نشبنا ان قيل هذا نبيٌ، اخرجه البخاري [1] .
محمد بن اسحق گفته است كه فاطمه خواهر فاروق و زوج او سعيد بن زيد پيش از فاروق مسلمان شده بودند چون اين خبر به فاروق رسيد بتعصب بر خاست و ختن خود را اهانتها نمود و سر خواهر را بكوفت تا آنكه خون آلوده شد بعد از آن در دلش رحمي افتاد و سورت طه كه پيش ايشان بود قراءت نمود و از اين راه دعيهء اسلام بخاطرش پديد آمد و بخدمت آنحضرت صلي الله وعليه وسلم بشتافت و مسلمان شد [2] .
از آنجمله آنست كه چون فاروق اعظم - رضي الله عنه - تشريف اسلام يافت آن حضرت براي او دعاء فرمودند و آن دعاء بدرجه اجابت رسيد عن عبدالله ابن عمر ان رسول الله صلي الله وعليه وسلم ضرب صدر عمر بن الخطاب بيده حين اسلم ثلاث مراتٍ وهو يقول: اللهم اخرج ما في صدره من غلٍ وابدله ايمانًا يقول ذلك ثلاثًا، اخرجه الحاكم [3] .
(1) - صحيح بخاري، حديث شماره:
(3) - مستدرک حاکم،