غلبه ي منبجسه [1] از انقياد قلب؛ نكته اي را كه از شرع تلقي كرده است اگر چه در صورت حال مرضي نباشد مانند انقياد ابولبابه داعيه شفقت بر خلق الله را هنگامي كه براي بنو قريظه اشاره كرد كه آنحضرت ايشان را خواهد كشت و شفقت علي خلق الله در سائر مواضع هر چند محمود است چون اينجا معارض اعلاء كلمة الله واقع شد مرضي الهي نيفتاد، و غلبه ي داعيه الهيه كه از بعض مواطن شاهقه بمنزلهء شعاع برق بر دل ميريزد وشتان بين المرتبين و حضرت فاروق بيان حال هر دو غلبه كرده است براي غلبه كه در حديبيه از جهت حميت اسلام جوشيده و بحقيقت خلاف مصلحت كليه بود گفته است فما زلتُ اصوم واتصدق الخ يعني حال اين غلبه محتاج كفارت شد و در قضيهء موت ابن اُبي گفته است فتحولتُ حتي قمت في صدره وقلت يا رسول الله اَ تصلي علي هذا وقد قال يوم كذا كذا وكذا اعد ايامه قال فعجبت لي وجرأتي [2] .
(1) - بيرون آمده.