بالجمله مثني بن حارثه شيباني و ابوعبيده ثقفي با همراهيان خويش متوجه عراق گشتند و از آن طرف (پادشاه فارس) رستم فرخ زاد و جابان را با لشكري جرار بمقابله فرستاد و بعد تلاقي فئتين جنگي عظيم در پيوست آخر كار كفار هزيمت يافتند و غنيمت بي حساب بدست اهل اسلام آمد هنوز تقسيم غنائم نشده بود كه نرسي سپه سالار عجم كه خاله زاده ي كسري بود با لشكري عظيم بسوي ايشان متوجه شد و رستم سردار ديگر جاليوس نام را با فوج كثيري بكمك او تعين نمود، ابوعبيده پيش از آنكه اجتماع هر دو فريق شود به نرسي رسيد و وي را منهزم گردانيد و بر مال خطير دست يافت آنگاه بي توقف بجانب جاليوس متوجه شد و او را نيز هزيمت داد و از وي نيز غنائم فراوان در تصرف آورد بعد از آن ابوعبيده از آن همه غنائم و سبايا خمس را جدا كرده بدار الخلافت فرستاد و باقي را بر غزاة قسمت نمود چون خبر هزيمت افواج به مَلك فارس رسيد انفعال عظيم بخاطرش راه يافت و بهمن جادو را براي تدارك با سي هزار مرد و سي فيل فرستاد از آن جمله فيل ابيض كه از وقت پرويز او را مبارك مي شمردند و در هيچ معركه نمي بود الا كه اهل آن معركه فيروز مي شدند با درفش كاوياني كه از زمان فريدون در خزائن عجم ذخيره بود و آن را رأيت فتح و آيت نصرت مي پنداشتند همراه كرد، رستم نيز فوجي عظيم همراه او داد.