سال سيزدهم از هجرت فاروق اعظم - رضي الله عنه - چند روز متصل خطبه مي خواند و تحريض مي فرمود مردمان را بر جهاد عجم و ايشان بملاحظهء كثرت عَدد و عُدد آن جمع تقاعد مي نمودند (متردد بودند) ؛ زيرا كه پادشاهي آنها از زمان دراز در فارس و روم محكم شده بود و افواج بسيار و خزائن بيشمار ذخيره داشتند كه عرب را به هيچ گاه مانند آن امكان نبود از اينجهت خداي عز وجل فرمود:"ستُدعون الي قومٍ اولي بأسٍ شديد [1] "اول كسيكه داعيه ي جهاد در خاطر او افتاد ابوعبيده ثقفي بود از كبار تابعين بعد از آنجماعه بعد جماعه ي براي حرب مهيا شدن گرفتند از آنجمله سليط بن قيس كه از حضار مشهد بدر بود، و حضرت فاروق قدر اوليت ابو عبيده در قبول داعيه الهيه بشناخت و او را بر جيش مسلمين اميرگردانيد هر چند در ميان ايشان اصحاب آنحضرت صلي الله عليه وسلم بودند لكن مبالغه فرمود كه در قضايا و سوانح امور با اصحاب جناب رسالت مشاورت كند وايشان را شريك خود داند فرمود هيچ چيز مرا از تأمير سليط مانع نشد الا تعجيل و مسارعت او در حرب و خوف هلاك مردم بسبب تهوّر او [2] .
(1) - سوره ي فتح، آيه: 16.