فهرس الكتاب

الصفحة 1451 من 2207

اما قصه ي بر هم شدن دولت ساسانيان بدين وجه بوده است كه چون صناديد فارس ديدند كه مسلمانان را هر روز فتحي جديد بدست مي آيد انفعال جديد بخاطر ايشان راه يافت فكر واقعي نموده ملكه فارس را معزول ساختند، و يزدجرد را كه اشجع اولاد كسري بود ببادشاهي بر افراختند، و خزائن اكاسره كه بيرون از شمار بود بر آورده ادوات و افواج بي حساب مجتمع نمودند، و رستم فرخ زاد را سردار معركه معين گردانيدند و يزدجرد در مدائن نشست مستعد آنكه ادوات و ابطال را دفعةً بعد دفعةٍ پيش رستم فرستد مثني بن حارثه اين ماجرا را بعرض حضرت فاروق - رضي الله عنه - رسانيد و وي رضي الله عنه به هريك از عمال خود كه در اطراف ممالك اسلام بوده اند احكام فرستاد كه در هر ناحيه با هر كه اسپي و سلاحي باشد و از اهل نجدت و شجاعت باشد سرداران آنجا را مي بايد كه زود ساختگي آنها نموده بمدينه مطهره فرستند چون آن همه مجتمع شدند، سعد بن ابي وقاص - رضي الله عنه - را به سرداري آنجمع منصوب ساخت و سعد را موعظت بليغه فرمود بتقوي و صبر بر مكاره، و (به) ثبات قدم بر مواطن حرب امر فرمود و قوم را بمتابعت وي در جميع سوانح مأمور ساخت و براي مثني و جرير نامه نوشت كه همه در تحت رأيت سعد در آيند و او را امير الامراء عراق تصور نمايند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت