يكي از حكمتهاي الهي كه در اين واقعه بر دل فاروق - رضي الله عنه - پرتو افگند آن بود كه سعد را به امارت عراق برگزيند؛ زيرا كه عمر مثني بن حارثه به آخر رسيده بود اگر در اين وقت سعد آنجا نمي رسيد تزلزل عظيم در امر جهاد پديد مي آمد و سعد را بسبب شدت سرما توقفي در راه واقع شد در اين اثناء فاروق اعظم دفعة بعد دفعة پهلوانان نامدار و جوانان كامگار بكمك وي روان مي نمود و اهتمام تمام در اين باب مي فرمود تا آنكه در عرب از اشرف قبائل و اهل شجاعت و رأي كم كسي را گذاشته باشد سي و چند هزار مرد همراه سعد مجتمع شدند از آنجمله يكهزار كس از صحابه بودند كه نود و نه كس از ايشان اهل بدر بودند آنگاه سعد به امير المؤمنين نامه نوشت و توجه رستم بعزم قتال و كثرت عَدد و عُدد او به تفصيل باز نمود، حضرت فاروق درجوابش نوشت كه هيچ دغدغه را بخاطر خود راه ندهي، و از كثرت آلات و ادوات دشمن بيجا نگردي، و نظر بر لطف پروردگار خود عز وجل داشته متوكل به تائيد او باش و هرگاه لشكر خود را تعبيه نمائي موضع هر كسي را براي من بوجهي اعلام كن كه گويا من بچشم خود معاينه مي كنم سعد كيفيت تعبيه جيش پيش حضرت فاروق نوشته فرستاد و وي رضي الله عنه تحسين آن صورت فرمود و امر نمود كه نخست آن جماعه را كه بكمال حسب و نسب و طلاقت لسان و زيادت عقل موصوف باشند پيش صناديد فرس فرستد و دعوت به اسلام كند سعد همچنان كرد يكي از آن جماعه مغيرة بن شعبة بود، اخرج الحاكم عن