گويند يزد گرد جوالي از خاك پر كرده بقصد اهانت به طريق جوائز الوفود به ايشان پيش آورد و عرب آن را فال فتح بلاد شمردند بعد از آن سعد بعوث و سرايا به اطراف و اكناف منتشر ساخت تا در نواحي بلاد عجم طرح غارت و نهب ريزند القصه رستم با شوكت و ابهت تمام بجانب لشكر اسلام متوجه شد و پلي ترتيب داده از دريا اين طرف عبور نمود در اين حالت يزدگرد در هر نعره داري شخصي را مقرر داشته بود كه هر چه رستم گويد يا كند در اسرع اوقات به او رسد و سعد - رضي الله عنه - بسبب دماميل و ثبرات (آبله ها) امكان نيافت كه خود در وسط لشكر باشد بر بلندي قصري قرار گرفت و جمعي از سوار و پياده را زير قصر حاضر داشت تا هر چه فرمايد بي توقف بسرداران فوج رسانند آنگاه سعد اعيان لشكر را نزد خود خواند و موعظت بليغه فرمود و مواعيد الهي در باب فتح عجم بياد ايشان داد و بتفصيل واضح گردانيد كه امروز اگر دستبردي نمائيد سعادت دنيا و اخري از آن شما باشد و اگر بد دلي كنيد دولت صوري و معنوي از دست شما رود و امير هر قوم را فرمود تا به همين كلمات اتباع خود را سرگرم كارزار كند و شعراء را به انشاد اشعار مهيِّج شجاعت بر انگيخت و قراء را بتلاوت سوره انفال ارشاد فرمود، قراء چون در تلاوت آن شروع نمودند دلها را اطميناني روي نمود، آنگاه فرمود: كه چون ساعت هبوب رياح نصر يعني وقت نماز در رسد تكبيري خواهم گفت شما نيز تكبير بگوئيد و ادوات حرب مهيا سازيد باز چون تكبير دوم گفته