فهرس الكتاب

الصفحة 1461 من 2207

قعقاع جماعه ي خود را فرمود كه بغير اطلاع لشكر اسلام بصفت روز گذشته ده فرقه شوند وباشكال عجبيه در آيند تا مسلمانان در اين ظن افتند كه فوج هاشم رسيده است بالجمله چنان كردند و متعاقب ايشان لشكر هاشم رسيد و وي نيز صنيع قعقاع در قوم خود مرعي داشت از اين راه اطمينان اهل لشكر دو بالا گشت در آن روز اولًا مطارده بود بعد از آن مراماة بعد از آن مرامحه بعد از آن مسابقه بعد از مصارعه هاشم با جوق اول بر ميمنهء عجم حمله كرد و صفوف ايشان را متفرق ساخت و تا بمسافتي تاخته رفت باز عمرو بن معديكرب ياران خود را براي حرب مهيا نمود و بر قلب لشكر كفار تاخت و بسيار ي را بكشت فارسان فرس بيكباره متوجه او گشتند و غباري عظيم برخاست در آن ميان عمرو بن معديكرب ناپديد گشت و اسپ او كشته شد عمرو في الحال پاي اسپ سواري را از سواران عجم محكم گرفت تا آنكه از رفتار باز ماند سوار چون مجال مقاومت با وي نديد از اسپ پياده گرديد عمرو بر آن اسپ سوار شد و بسلامت از قلب لشكر كفار بر آمد ديگر بار سواري از فوج عجمي جولان نمود و مبارز خواست مردي از اهل اسلام قصير القامت و صغير الجثه در معرض قتال در آمد عجمي بيك ضرب آن مرد مسلمان را از اسپ بينداخت و خود نيز از اسپ فرود آمد و به سينه ي او نشست تا او را بكشد در اين حال لطيفه غيبي در رسيد كه اسپ عجمي رم خورد و عجمي رسن اسپ در كمر خود بسته بود اسپش بهمان رسن از سينهء مسلمان برداشت آن مسلمان بسلامت برجست و

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت