بر متتبعان فن تاريخ پوشيده نيست كه فتح بلاد هر چند مساعدت بخت غالب باشد و اسباب همه مهيّا حدي دارد و غايتي و آنچه در خلافت حضرت فاروق - رضي الله عنه - از فتوح واقع شد فائت از حد و غايت است در ميان كشور گشائي حضرت فاورق رضي الله عنه و كشور گشائي جمعي كه قبل از وي بوده اند و بعد از وي آمدند فرقي بيّن است؛ زيرا كه در عرب بادشاهي و كشورستاني و فوج كشي نبود و رسوم سپاهيان را نمي دانستند و مقابلهء كسري و قيصر بخاطر ايشان گذشتن چه احتمال؟ حضرت فاروق - رضي الله عنه - صنعت فروسيت را بمردم آموخت و لشكرها ساخت و خوفي كه در دلهاي ايشان بود بر انداخت و جمعي كه بعد از حضرت عمر - رضي الله عنه - فوج كشي كردند از فوج آماده و مستعد كار گرفتند و چيزيكه رسوم آن معلوم و قواعد آن ممهّد بود به اتمام رسانيدند شتّان بينهما چنان محسوس مي شود كه در عهد حضرت فاروق - رضي الله عنه - تأئيد الهي و نصرت غيبي گويا مانند باران از آسمان مي باريد، اخرج الحاكم عن حذيفة انه قال: كان الاسلام في زمان عمر كالرَّجل المُقبل لا يزداد الا قُربًا فلمّا قُتل عمر كان كالرجل المدبر لايزداد الا بُعدًا [1] .
(1) - مستدرک حاکم،