پس صورت اصلاح عالم و گرفتن انتقام از اعداء الله نزديك خدا به وضعي خاص معين شد غير خسف ايشان بزمين يا نزول مطر حجاره يا اهلاك به صيحه وذلك لحكمه لايعلمها إلا هو و آن وضع خاص ظهور دين ايشان است بر اديان همه آن در ضمن كبْتِ حاميان اديان و داعيان آنها بقتل و سبْي و نهب و اخذ خراج و جزيه و ازاله دولت و شوكت ايشان و پايمال و بي مقدار ساختن ايشان و اين وضع خاص در اصل بعثت آنحضرت صلي الله عليه وسلم ملفوف شد و بعثت آنجناب متضمن آنصورت گشت فذلك قوله تعالي: هو الذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كلّه ولو كره المشركون (1) . وقوله صلي الله عليه وسلم (في الحديث القدسي) : انما بعثتُك لأبتليك وابتلي بك (2) .
در تواريخ عجم و روم بالبداهه معلوم مي شود كه ايشان يقين داشتند به آنكه عنقريب دولت ايشان بر هم خورد و دولت عرب متمكن گردد، نجوميان اين را از نحوست دلائل سلطنت در افلاك و نظر عداوت اينها در ميان خودها و قوت كوكب عرب الي غير ذلك دانستند، و كاهنان بكهانت خود و سائر ناس به رؤيا و هواتف و مانند آن شناختند اما اين نكته بر آن جماعه مخفي ماند كه داعية انتقام از فوق سبع سموات نازل شده و ملأ اعلي و ملأ سافل همه بآن رنگ رنگين گشته اين اوضاع فلكيه اجلي است براي انتقام اين جماعات نه مؤثر حقيقي اگر داعيه نازله از غيب الغيب مي شناختند حق را از باطل جدا مي ديدند.