اما توسع فاروق اعظم - رضي الله عنه - در علم احكام كه مسمي به فقه مي شود پس اكثر از آنست كه بضبط تقرير در آيد؛ افقه امت علي الاطلاق اوست و آنحضرت صلي الله عليه وسلم در مسائل فقهيه به او اشارت فرمود تا از وي اخذ كنند و صحابه و تابعين به آن تصريح نمودند و در خارج همچنان واقع شد نسبت فقه او با فقه سائر فقهاء صحابه مانند نسبت مصحف اوست با مصحف سائر صحابه، هر چه در مصحف او يافته شود قرائت متواتره است و آنچه مخالف مصحف او باشد قرائت شاذه، و هر چه در فقه او يافته شود جاده قويه از دين محمدي علي صاحبه الصلاة والتسليمات و ظاهر دين و سواد اعظم اوست، و هر چه مخالف او باشد شاذ است اگر حديثي قوي يا قياس جلي شاهد او باشد ميتوان اخذ كرد و الا نه، و نسبت فقه او با فقه سائر مجتهدين اهل سنت مانند نسبت متن است با شروح و اين سخني است مجمل تا شرح آن بگوش اهل عصر نرسد يحتمل كه بگزاف نسبت كنند اما شهادت آنحضرت صلي الله عليه وسلم به اعلميت او و تفويض نواصي امت به او پس متواتر بالمعني است قال رسول الله صلي الله عليه وسلم: ان الله تعالي جعل الحقَّ علي لسان عمر وقلبه، اخرجه الترمذيبروايت ابن عمر وابوداود بروايت ابي ذر [1] .
(1) - سنن ترمذي، حديث شماره: