اين خلافت خاصه نوعي است از انواع ولايت كه اشبه بكمالات انبياء است تشبّه بالنبي من حيث هو نبيٌ برين نوع بالاصاله صادق مي آيد و اينهمه لازم اعم خلافت خاصه است بسا شخص عزيز القدر كه سوابق اسلاميه و غير آن همه دارد ليكن اراده ي الهيه بخلافت او منعقد نه شد و تدبير غيب او را برين مسند عالي نه نشاند و سبب تخصيص بعض كاملان به ارادهء الهيه از آن قبيل نيست كه علوم بشر محيط آن تواند شد چنان كه تخصيص بعضي مفهّمين [1] دون بعضي به نبوت از آن قبيل نيست كه ادراك عامه پيرامون آن گردد إلا آنكه اين شخص منصوب مستخلف را دو نوع افضيلت است بر جميع رعيت خود يكي بعد استخلاف؛ زيرا كه رياست عالم او را عطا فرمودند نه غير او را و قائم مقام پيغمبر او را گردانيدند و يكي قبل استخلاف كه فعل الحكيم لا يخلو عن الحكمه و آن به نسبت غير مستحقين خلافت فضل كلي است و به نسبت مستحقان خلافت كه خلاصه اصحاب پيغامبر اند فضل جزئي معتد به كه در حكم فضل كلي باشد.
(1) - جمع مفهّم، به شخصي گفته مي شود که اوصاف پيغمبري در او موجود باشد.