آنحضرت صلي الله وعليه وسلم از وزن با امت و رجحان خود بر ايشان نبوت خود را شناختند و اين وزن و رجحان دلالت كرد بر افضليت به فضل كلي معتبر عندالله پس آن لازم نبوت است و همين رؤيا را آنحضرت صلي الله وعليه وسلم در باب خلفاء ديدند پس از اينجا دانسته شد كه افضليت خلفاء بر رعيت خود عندالله و رجحان ايشان في علم الله برآن جماعه لازم خلافت خاصه است؛ چنانكه حقيقت استخلاف بمجرد تعلق اراده ي الهيه ثابت است و امور ديگر بحسب عادت الله لازم الوجود خلافت مي باشد همچنين اين نوع از افضليت بمجرد اراده ثابت است در ضمن استخلاف و همراه او افضليتي كه بنا بر سوابق اسلاميه يا احكام جبليه از حسن سيماست و غير آن باشد امري است عادي.
والله اعلم بحقيقه الحال ولْيكن هذا آخر الفصل الثالث.
فصل چهارم
در روايت احاديث و آثار [1] داله بر خلافت خلفاء بتصريح يا تلويح و بر اثبات لوازم خلافت خاصه
(1) - بنا بر قول مشهور، حديث به روايت مرفوع گفته شده و أثر به روايت موقوف (بر صحابي) گفته مي شود. و در نزد برخي از علماء کرام به روايت مقطوع نيز اثر گفته مي شود.
مرفوع به روايتي گفته مي شود که از قول، فعل يا حال پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم باشد.
موقوف به روايتي گفته مي شود که قول، فعل يا حال صحابي پيامبر باشد.
مقطوع به روايتي گفته مي شود که قول، فعل يا حال تابعي باشد.