فهرس الكتاب

الصفحة 184 من 2207

واخرج الدارمي عن قيس بن ابي حازم قال دخل ابوبكر علي امرأة من احمس يقال لها زينب قال فرآها لاتتكلم فقال: مالها لاتتكلم؟ قالوا: نوت حجه مُصمته فقال تكلمي فإن هذا لايحلّ هذا من عمل الجاهليه.

قال: فتكلمت فقالت: من انت؟ قال: انا امرؤٌ من المهاجرين قالت: ايّ المهاجربن قال من قريش قالت فمن اي قريش انت؟ قال انك لسؤول انا ابوبكر قالت ما بقاءنا علي هذا الامر الصالح الذي جاء الله به بعد الجاهليه فقال بقاءُكم عليه ما استقامت بكم ائمتكم قالت واَيُّما الائمه؟ قال: ما كان لقومك رؤساء واشراف يأمرونهم فيطيعونهم قالت بلي قال فهم مثل اولئك علي الناس [1] .

قوله"ما استقامت"اين استقامت شامل است علم و عدالت و كفايت و شجاعت و غير آن را.

اخرج البخاري في حديث عمر الطويل انّ ابابكر قال للانصار [2] :

(2) - ابوبکر صديق - رضي الله عنه - اين سخنان را براي انصار در سقيفه (سايه بان) بني ساعده ايراد فرمود. سقيفه بني ساعده جائي است در نزديک مسجد نبوي که انصار رضي الله عنهم در آن جا جمع شده و مسائل خويش را حل و فصل مي نمودند.

و چون رسول خدا وفات نمودند انصار طبق عادت در سقيفه جمع شده و مي خواستند يکي از خود را به حيث خليفه و جانشين رسول خدا تعيين نمايند که خبر به ابوبکر صديق و عمر فاروق رضي الله عنهما رسيد. ايشان به خاطر جلوگيري از افتراق و اختلاف مسلمانها خود را به سقيفه رسانده و احقيت قريش در خلافت را براي برادران انصاري خويش گوشزد نمودند که انصار نيز از جان و دل اين احقيت را براي آن ها و خاصة براي صديق اکبر - رضي الله عنه - پذيرفتند. خدا رحمت کند اين عاشقان پاک طينت را.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت