جمهور اهل حديث گفته اند كه مكثرين از صحابه هشت كس اند ابوهريره و عائشه صديقه و عبدالله بن عمرو بن العاص و انس و جابر و ابوسعيد خدري.
و از متوسطين عمر بن الخطاب و علي بن ابي طالب و عبدالله بن مسعود و ابوموسي اشعري و براء بن عازب و امثال ايشان را شمرده اند كه از هر يكي زياده از پانصد و كمتر از هزار در دست مردم موجود است.
و اين فقير در اين مقدمه بحثي دارد و آن آن است كه در حديث عمر فاروق و علي مرتضي و عبدالله بن مسعود بسيار يافته مي شود آنچه موقوفست ظاهرًا و مرفوع است حقيقةً ، از اين عزيزان نقل بسياري در باب فقه و در باب احسان و در باب حكمت يافته مي شود كه بوجوه بسياري مرفوع است باز در لفظ ايشان اشارتِ خفيه ادراك نموده مي آيد دال بر رفع آن پس بمقتضاي قاعدهء اصول حديث كه پيش مهرهء اين فن منقح شده اكثري از احاديث موقوفه بحقيقت مرفوع است پس اين عزيزان از مكثرين باشند و شواهد اين مقدمه بسيار است لكن بسط مقال در آن باب فرصتي مي طلبد و متفطن لبيب را گنجائش است كه آنچه در فقه و احسان و حكمت ذكر كرده ايم بر احاديث مرفوعه مثبته در اصول عرض كند و قواعد كليه كه شيخ ابن حجر در شرح نخبه مذكور ساخته بر دست گيرد و بشناسد كه كدام كدام حديث مرفوع است.