دختر خود را در حبالهء عقد او در آرد از اين سبب خوف بر وي مستولي شده و مخفي گشته عبدالله بن الزبير مشورت داد كه تو نيز در لشكر خود منادي فرما كه هر كس كه سر جرجير پيش تو آرد صد هزار دينار زر سرخ از غنيمت آن لشكر باو دهي ودختر جرجير را بوي تنفيل نمائي همچنان كردند تا در بناء مصابرت جرجير تزلزل قوي افتاد بعد از آن هنگام مقاتله در عقب لشكر دور از معركه مي ايستاد باز بمشورهء ابن الزبير جماعتي را مسلح و مكمل ساخته در خيام نشاندند و خود در قتال داد جد بليغ دادند و در نصف النهار هم نگذاشتند كه اعدا بخيام خود رجوع كنند تا هر دو فريق كاهيده و رنگ رو باخته وقت شام بازگشتند آن جماعهء مترصده از خيام برآمده ناگاه در حالت غفلت بر آن ملاعين تاختند و شكست كلي بر ايشان افتادو جرجير بر دست ابن الزبير مقتول شد آنگاه بر شهر شبيطله كه قاعدهء افريقيه بود نزول كردند و آن را نيز به اندك زماني مفتوح ساختند و جميع اهل افريقيه بمصالحه پيش آمدند گويند سهم فارس در آنجا سه هزار دينار و سهم راجل هزار دينار بود و دختر جرجير و مال خطير بموجب وعده بعبدالله ابن الزبير دادند و اين معركه را حرب العبادله مي گويند كه صاحب قلب عبدالله بن سعد ابن ابي سرح بود وبر ميمنه عبدالله بن عمر و بر ميسره عبدالله بن الزبير و بر مقدمه عبدالله بن عباس بعد فتح افريقيه ابن ابي سرح عبدالله ابن نافع بن حصين و عبدالله بن نافع ابن عبدالقيس را بجانب مغرب فرستاد آنجا