اول حادثه كه پيش آمد آن بود كه عبيدالله بن عمر بظن آنكه در قتل حضرت فاروق شركتي دارند جمعي را از ضعيف الاسلام مثل هرمزان و جمعي از نصاري مثل جفينه بقتل آورد در اول خلافت اين قضيه را پيش حضرت ذي النورين مرافعه نمودند و از هر طرف كشائش افتاد حضرت ذي النورين از خالص مال خود مبلغي به اولياء مقتول داد و خصومت را از ميان مسلمانان كيفما اتفق فرو نشاند در قاعدهء عقل تدبيري بهتر از آن گل نمي كند.
و چون عزم افريقيه در خاطر مباركش مصمم شد عمرو بن العاص را معزول ساخته عبدالله بن سعد بن ابي سرح را عامل مصر گردانيد و خمس الخمس غنيمتي كه بسعي او حاصل شود تنفيل نمود بعضي نكته گيران اين معني را محل بحث قرار دادند در حقيقت وجه رشد در اين عزل و نصب ظاهر است حركتي كه فتح افريقيه و اندلس بسبب آن ميسر آمد در رشد آن كدام شبهه خواهد بود؟
و همچنين عزل ابوموسي و نصب عبدالله بن عامر بر بصره هر گاه منتج فتح خراسان باشد در رشد آن چه شبهه خواهد بود؟