فهرس الكتاب

الصفحة 2089 من 2207

و از آن جمله آنكه در حق جماعة از كبار مهاجرين و انصار مثل ابوذر غفاري وعبدالله بن مسعود هتك حرمت نمود و جواب شافي آن است كه اگر آدمي را ديدهء بينا و دل دانا باشد بالقطع ادراك كند كه حضرت ذي النورين هيچ از اين زواجر و تهديدات بعمل نياورد الا بنا بر رعايت و مصلحت جمهور امت و اصلاح امر ملت؛ ابوذر را جهت آنكه رخنه در قواعد مقررهء شرع نيفتد وعبدالله بن مسعود را براي آنكه تا در اجتماع ناس بر مصحف شيخين خللي واقع نشود از جاهاي خويش اشخاص نمود و عمار بن ياسر با خشونتي كه با خليفه مي كرد زجر فرمود.

از آنچه مي بايست در اين باب از بسيار به اندكي اكتفاء نمود از انواع ملاطفات كه تدارك آن وحشت ها كند مرعي داشت اينجا بر ذي النورين اصلا باز خواست نيست تعجب آنكه خود اين عزيزان بعظم محل ذي النورين تا آخر حيات قائل بودند و از انكه بر وي متحاشي طرفه ناصرانند كه نه از خدا شرم دارند و نه از منصوران خويش.

اما قصص ركيكه که اهل تاريخ بغير تحقيق ذكر ميكنند از اسراف در بيت المال و حمي ساختن بحر و غير آن چون بعضي محض مفتريات است و بعضي از آن قبيل كه در سرد قصهء افترائ داخل شده اوقات خود را بتسويد اوراق به آن قصه ها مشغول نمي سازيم.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت