وشافعي گفته: اضطر الناس بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم الي ابي بكر فلم يجدوا تحت اديم السماء خيرا من ابي بكر فولّوه رقابهم (1) .
و چندين صحابه و تابعين گفته اند كه صديق اكبر - رضي الله عنه - در قتال مرتدين به چيزي قائم شد كه كار انبياء بود.
و اما اثبات خلافت خلفاء پس طرق بسيار دارد از آنجمله:
اجماع صحابه بر خلافت صديق اكبر - رضي الله عنه -: و اين مسلك را عبدالله بن مسعود اختيار نموده است، قال عبدالله: ما رأي المسلمون حسنًا فهو عندالله حسنٌ وما رأوه سيئًا فهو عندالله سيئ وقد رأي الصحابة جميعا ان يستخلفوا ابابكرٍ (2) .
و استخلاف صديق اكبر در خلافت فاروق اعظم، قال عبدالله بن مسعود: اَفرسُ الناس ثلاثةٌ ابوبكر حين استخلف عمر الحديث (3) .
و اتفاق ناس بر خلافت عمر فاروق - رضي الله عنه - به وجهي كه هيچكس را در آن اشكالي نماند اظهر است از آنكه احتياج بيان داشته باشد پس معني اجماع اينجا هم متحقق شده ليكن بعد از استخلاف و تسلط. و همچنين قصه اتفاق بر ذي النورين - رضي الله عنه - معلوم و مشهور است متأخرين اشاعره همين مسلك را اختيار نمودند و بر همان مسلك اكتفا كرده.