اكنون به اصل مقصد عود كنيم به نقل متواتر كه در شرعيات نقلي معتمد تر از آن يافته نمي شود به ثبوت پيوسته كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم فتنهء را كه نزديك مقتل حضرت عثمان پيدا شد مطمح اشاره ساخته اند و آن را به تفصيلي كه زياده از آن در شرائع يافته نشود بيان فرموده اند و آن را حد فاصل نهاده اند در ميان زمان خير و زمان شر و گواهي داده اند كه در آن وقت خلافت علي منهاج النبوة منقطع شود ملك عضوض پديد آيد و معني لفظ عضوض دلالت مي كند بر حروب و مقاتلات و جهيدن يكي بر ديگري و منازعت يكي با ديگري در ملك؛ و لهذا در احاديث بسيار خلفاي ثلاثه را در يك حكم جمع كردند تا آنكه ظن قوي به هم رسيد كه هر سه بزرگ في مرتبة من المراتب متفق اند و غير ايشان در آن مرتبه شريك ايشان نيست و در بعض احاديث لفظي كه مشعر به انقطاع خلافت باشد ارشاد فرمودند و در حديث تحرك جبل به روايت حضرت عثمان و انس ذكر هر سه بزرگ رفت. و در قصهء حائط به روايت ابوموسي مذكور هر سه فقط. و در حديث وزن با امت به روايت جمعي ذكر هر سه و در بعض الفاظ ثم رفع الميزان. و در روياي ظله همچنان. و در حديث ابن عمر كنا نخيّر... بيان همين سه بزرگ بعد از آن ابن عمر گفته است نَسكُت. و در روياي نوط بعضهم ببعض ذكر همين هر سه. و در رؤياي دلوٍ دلي من السماء مذكور هر سه و در مرتبه چهارم انتشاط عرقُوَه ظاهر گرديد. و در قصه سوال مصطلق بعد ذكر هر سه فتبًا لكم.