فهرس الكتاب

الصفحة 459 من 2207

باقي ماند آن كه در حديث ابي بكره ثقفي وارد شد الخلافة بعدي ثلاثون سنةً [1] حقيقت معني آن نيز ببايد دانست كه خلافت خاصه منتظمه مركب است از دو وصف. وصف اول وجود خليفه خاص و وصف ثاني نفاذ تصرف و اجتماع كلمه مسلمين، و انتفاء مجموع حاصل مي شود به نفي يكي از اين دو وصف و به نفي هر دو معًا و حكمت الهي مقتضي تدريج است [2] بين كل ضدين پس در حالت اولي اين مجموع مفقود شد به فقد وصف اجتماع كلمه مسلمين و عدم انتظام ملك پس حضرت مرتضي به صفات كاملهء خلافت خاصه اتصاف داشتند و خلافت ايشان شرعًا منعقد شد ليكن فرقت مسلمين پديدار گشت و تصرف ايشان در انتظار ارض نفاذ نيافت چنانكه بادشاهي عادل مدرسي را در مدرسه نصب مي فرمايد و طلبه علم را امر كند كه از جناب او استفاده كنند ليكن طلبه علم را به اتفاقات بسيار كه بعض آن به اختيار ايشان باشد و بعض بغير اختيار وجود استفاده بالفعل صورت نه گرفت در اين وقت هر دو استعمال صحيح باشد مي توان گفت در اين مدرسه مدرس هست اما مردم بر وي نمي خوانند و جمع نمي شوند و نيز مي توان گفت كه در اين مدرسه مدرسي نيست يعني متصف به درس بالفعل فيما نحن فيه، هم چنان خليفه خاص متصف به اوصاف كامله موجود است و خلافت او بالفعل نيست

(2) - يعني مقتضاي حکمت الهي اينست که بعد از مفقود شدن يک ضد، ضد ديگر بلا فاصله جاي آن را نمي گيرد بلکه پس از گذشت فاصله اي از زمان اين ضد به وجود مي آيد؛ لهذا پس از خلافت خاصه کامله

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت