تفصيل اين تعريف آنكه معلوم بالقطع ست از ملت محمديه علي صاحبها الصلوات والتسليمات كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم چون مبعوث شدند براي كافه خلق الله با ايشان معامله ها كردند و تصرفها نمودند و براي هر معامله نوّاب (نماينده ها) تعيين فرمودند و اهتمام عظيم در هر معامله مبذول داشتند چون آن معاملات را استقراء نمائيم و از جزئيات بكليات [1] و از كليات به كلي واحد كه شامل همه باشد انتقال كنيم جنس اعلي [2]
(1) - جزئيات جمع جزئي و کليات جمع کلي مي باشد. در اصطلاح علم منطق جزئي به آن مفهومي گفته مي شود که احتمال شرکت نداشته باشد مثل:"زيد"، که نام براي يک ذات خاص بوده و احتمال تعدد و شرکت ندارد. کلي به آن مفهومي گفته مي شود که احتمال شرکت داشته باشد مانند:"انسان"، که شامل زيد، عمرو و خالد مي باشد. در اينجا مراد از جزئيات وقائع خاص و مراد از کليات مفهوم عامي است که همان وقائع خاص در تحت آن مندرج است.
(2) - در اصطلاح اهل منطق کلي بر پنج قسم است: 1- جنس 2- نوع 3- فصل 4- خاصه 5- عرَض عام.
جنس همان کلي است که جزء مشترک حقيقت افراد خود باشد مثل حيوان که انسان (حيوان ناطق) ، اسپ (حيوان صاهل) و حمار (حيوان ناهق) افراد آن مي باشند، و حيوان جزء از حقيقت افراد خود است. بطور مثال: حقيت انسان"حيوان ناطق"است و"حيوان"يک جزء از اين حقيقت مي باشد و اين جزء مشترک است که در اسپ"حيوان صاهل"و در حمار"حيوان ناهق"و ... موجود مي باشد.
جنس، چند درجه دارد (بر سه قسم است) :
1-... بعضي از جنس ها طوري است که خودش در جنسي ديگري داخل مي باشد و در تحت همان جنس، جنس ديگري نيز مي باشد اين جنس را"جنس متوسط"مي گويند.
2-... خودش در تحت جنس ديگري مي باشد مگر در تحت آن جنس ديگري نمي باشد واين قسم را"جنس سافل"مي گويند.
3-... خودش در تحت جنس ديگري نمي باشد مگر در تحت آن جنس ديگري مي باشد و اين قسم را"جنس عالي"مي گويند.