چون اين مقدمه دانسته شد بايد دانست كه خداي تعالي وعده فرمود والله لايخلفُ المعياد كه مهاجرين اولين را كه در مضمار (ميدان) ايمان و عبادت پيش قدم اند خلفاء خواهيم ساخت و از ايشان كارهاي معلومه بظهور خواهد آمد و صورت ظهور اين وعده آنست كه واحدٌ بعد واحدٍ از اين جماعه خليفه شود بدون نصب خليفه غلبهء قوم كثير محال عادي است.
قال صلي الله وعليه وسلم: الإمام جُنهٌ يقاتَل مِن وَّرائِه [1] .
وقال قائلهم:
لايصلح الناسُ فوضي لاسراهَ لهم ... ... ... ولا سراه اذا جهالهم سادوا [2]
اين قدر معلوم بالقطع است ليكن در اين وقت نوعي از غموض و اشكال موجود بود كه كدام كس خليفه خواهد شد و مدت خلافت موصوفه چه قدر باشد و ترتيب خلافت ايشان بچه اسلوب؟ آن وقت وقتِ مشاوره بود كه قرعهء اختيار بنام كدام يكي خواهد برآمد و از آن جماعهء موصوفه كرا باين دولت سرافراز كنند؟
چون الهام بتعيين واحدٍ بعد واحدٍ فرود آمد جمعي آن الهام را اولًا قبول كردند و در اتمام آن اهتمام نمودند جمعي بعد اللتيا واللتي (چون وچرا) و بعد تقليب امور سرفرود آوردند.
بعد انطباق اوصاف بر همه منكشف شد كه آنچه حق بود واقع شد و چشم وا گشت بر آن فعل كه (از) جماعه نبود (بلکه) وعد الله بود كه از پس پرده چندين افكار و أقيسه بروز نمود.
كار زلف تست مشك افشاني اما عاشقان
مصلحت را تهمتي برآهو ِ چين بسته اند
(2) - اين شعر از الافواه الأيادي است.