"و سرّ در اينجا آن است كه مراد حق جل و علا اعلاء كلمة الله بود موافقت با مراد وي سبحانه در يك ساعت بهتر از عبادت صد ساله خواهد بود لهذا مؤمنين اولين كه قبل از هجرت در مكه به زيور ايمان مُحلي شدند سر آمد عالم آمدند به اعتبار ثواب و آنانكه در مشهد بدر واحد و حديبيه حاضر بودند گوي مسابقت ربودند و چون به اهتمام آن حضرت صلي الله عليه وسلم صورت عالم متشكل شد به شكل معنوي كه عند الله متحقق است اين جماعه در دنيا نيز سرآمد عالم آمدند به اين اعتبار واجب شد كه خليفه خاص آن حضرت صلي الله عليه وسلم از مهاجرين اولين باشد و از حاضرين بدر و احد و حديبيه، اين سرّي است كه ظاهر بينان به فهم آن نمي رسند ليكن وقتي كه كتاب و سنت مي خوانند علي كُرهٍ آن را قبول مي كنند چون اين قسم خليفه كه متشبه با پيغامبر باشد بوجوه بسيار صدر عالم شود و لطف ايزد كردگار زمان اختيار بدست او دهد رحمت تمام شود."
حكمتِ محض است اگر لطف جهان آفرين
خاص كند بندهء مصلحتِ عام را
نبوت و خلافتِ نبوت محض تهذيب نفوس اين جماعه خاصه نيست بلكه بركتي است عام براي تمام عالم كه در ضمن تهذيب نفوس اين جماعه پديد آمده و از ميان نفوس ايشان جوشيده، از باب تكوين است نه مطلق باب تشريع به منزله هواي معتدل است كه امراض مرضي عالم را اصلاح فرمايد يا باراني عظيم كه قحطِ قحط زدگان را ازاله نمايد.