نكتهء ششم: در طريق شناختن مستعدان خلافت خاصه از ميان مردمان، چنانكه شناختن پيغامبر بر حق از ميان مدعيان نبوت به غايت عسير است وانه ليسيرٌ علي من يسره الله عليه همچنان معرفت مستعد خلافت خاصه نبوت نيز عسير است مَخلص از اين حيرت مظلمه دو چيز تواند بود چنانكه معرفت پيغامبر نيز به دو وجه باشد.
يكي سابق از نبوت اين نبي و ديگر لاحق بعد از نبوت.
اما وجه سابق آن است كه پيغامبران پيشين به وجود پيغامبر متأخر بشارت دهند و آن بشارت در امت ايشان شائع شود"وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ [1] ".
"أَوَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ آَيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ [2] ".
و اين سرّي است عجيب و از اسرار تكوين چون خواهند كه پيغامبري صاحب شوكت را در آخر زمان مبعوث فرمايند بر زبان پيغامبران سابق به آن معني اخبار نمايند و بعد از آن منامات مردم و انذارات كهنه و مانند آن همه رديف اخبار آن پيغامبران سازند.
اما وجه لاحق آن است كه شريعت پيغامبر لاحق مصدّق شريعت سابقه باشد و معجزات باهره بر دست اين پيغامبر ظاهر سازند و شريعت او را سمحه بيضاء گردانند تا هلاك نشود هر كه هلاك شود الا علي بينة من ربه همچنان در خلافت خلفاء حيرت واقع است و مَخلص از اين حيرت دو وجه مي باشد.
يكي سابق كه اخبار پيغامبر است به انواع بسيار نخست بيان فرمايد كه فلان كس بهشتي است.
(1) - سوره صف، آيه: 6.
(2) - سوره شعراء، آيه: 197.