بدان اسعدك الله تعالي كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم خاتم النبيين است بعد آن حضرت صلي الله عليه وسلم پيغامبري نخواهد بود پس حكمت الهيه تقاضا كرد كه حكم وقايعي كه بعد آن حضرت صلي الله عليه وسلم تا روز قيامت بودني است بر زبان وي صلي الله عليه وسلم جاري شود و آن حضرت صلي الله عليه وسلم رضاي حق جل و علا به نسبت بعض آن وقائع و سخط او تعالي به نسبت بعض بيان فرمايد تا نعمت تمام شود و حجت قائم گردد پس بر آن حضرت صلي الله عليه وسلم همه آن وقائع منكشف گشت و رضا و سخط به نسبت هر يكي از آنها نمودار گرديد و وي صلي الله عليه وسلم به همه آن در بعض اوقات خبر دادند مانند كسيكه به چشم ظاهر مي بيند باز به حسب تقريبات واحدةً بعد واحدةٍ بيان فرمودند و حكمت مقتضي آن است كه همه آن وقائع مبين شده بالاستيعاب اجمالًا وتفصيلًا . اگر امروز خفاي واقع شده باشد به سبب نسيان رواة يا به سبب صعوبت تطبيق وصف كل بر صورت خاصه واقع شده است.
اما بيان اجمال پس از حديث حذيفه رضي الله عنه قال قام فينا رسول الله صلي الله وعليه وسلم مقامًا ما ترك شيئًا يكون في مقامه ذلك الي قيام الساعة الا حدّث به حفظه من حفظه ونسيه من نسيه قد علمه اصحابي هؤلاء وانه ليكون منه الشئ قد نسيته فاَراه فاَذكره كما يذكر الرجل وجه الرجل اذا غاب عنه ثم اذا رآه عرفه [1] .
(1) - صحيح بخارى، حديث شماره: ، صحيح مسلم، حديث شماره: