فهرس الكتاب

الصفحة 936 من 2207

دليل ثالث: هر كه فن مغازي را تتبع نموده باشد البته ميداند كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم هر گاه براي غزوه از مدينه شريفه سفر مي فرمودند شخصي را حاكم مدينه مي نمودند امر مسلمين را گاهي مهمل نگذاشته اند پس چون كوس رحلت از دنيا نواختند و غيبت كبري پيش آمد آن سيرت مرضيه خود را چرا مراعات نه فرمايند اگر تأمل كني در رأفت تامهء آن حضرت صلي الله عليه وسلم شذر و مذرگذاشتن امت بغير نسق محال داني و اگر اصلاح عالم كه سبب بعثت آن حضرت صلي الله عليه وسلم بوده است پيش نظر داري شاغر گذاشتن (رها نمودن) بني آدم بعد سعي بليغ در تربيت و اصلاح آنها تهافت و تناقض انكاري، و اگر بر سيرت عليّه آن حضرت صلي الله عليه وسلم در نصب حكام و قضاة و تفويض هر امري به مستحق آن نظر بر گماري به غير استخلاف پدرود كردن دنيا مستنكر و مستبعد شماري، استقراء اكثر افراد و احوال و حکم کردن به موجب آن در افراد و احوال باقيه مکي از ادله خطابيه است که در معرفت احكام به آن اكتفاء مي توان كرد، و قصص نصب نواب بعد برآمدن در غزوات از آن واضح تر است كه به نقل شمهء از آن احتياج افتد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت