و حقيقت"حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ [1] "بغير تقريب به خير و تبعيد از شر متحقق نمي شود قال الله تعالي:"إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ [2] "اگر در اين آيه فهم خود را كار فرما شوي بداني كه مقاتله با كفار ابتدءًا و دفعًا بغير نصب خليفه امكان نيست و هر خليفه به آن قائم نميتواند شد بل واحدٌ بعد واحدٍ، و تميّز اين واحد از عقول عامه خارج است پيغامبري بايد كه از تلقي غيب تعيين آن فرمايد و فتنه اختلاف ظاهر بينان در تعيين خلافت فرو نشاند و آتش شغب قدح كنندگان به بعض معائب عرفيه و مثالب رسميه با آب زلال معارف حقه اطفاء نمايد و اگر تاريخ ملوك را بخواني البته بداني كه در مثل اين حالات مضطر شده اند به نصب بادشاهي عزيز الوجود و در تعيين آن بادشاه گاهي به ذيل نجوم متمسك مي شدند و گاهي به رؤيا و استخاره و گاهي به فراست حكيمي كه بر كهابنت او اعتماد داشته باشند، و جزئيات اين قصص از حد شمار بيرون است و اگر ياد نداري مگر قصه رأي زدن زال دستان بعد قتل نوذر وگفتن او:
نزيبد بهر پهلوي تاج وتخت
ببايد يكي شاه فرخنده بخت
كه باشد برو فرهء ايزدي
بتابد ز گفتار او بخردي
(1) - سوره توبه، آيه: 128.
(2) - سوره بقره، آيه: 246.