و تحقيق اين مسئله موقوف است بر تمهيد نكته بدان اسعدك الله تعالي اشاعره گفته اند كه احكام الله تعالي معلّل به اغراض نيست و اين مسئله را به روشي سر داده اند كه موسم آن باشد كه در ارسال رسل و انزال كتب و نسخ شرائع سابقه و بر هم زدن عادات جاهليت مصلحتي منظور نيست اراده كه ترجيح احد المقدورين [1] است كار خود كرده است و اين قول به اين صورت و هيئت مسلّم نيست آري غرضي كه تكميل ذات واجب كند في نفسه منتفي است و مصلحتي كه مرجع آن لطف عباد باشد مربوط ساختن بعضي مسببات به اسباب واقع است. اصل مذهب فقهاء چه صحابه و تابعين و چه من بعد ايشان معرفت علل احكام است به اعتبار مناسب و شناختن معاني مناسبه مثلًا حفظ نفس و مال و عقل و عرض و ملت ضروري دانسته اند و قصاص و حدود سرقت و شرب و قذف و ارتداد بر آن دائر ساخته اند و مشروعيت صلاة و صوم و زكاة و حج براي تهذيب نفس و خروج او از اسر بهيميت و انبساط او در فضاي ملكيت امري است مقرر و مفاسد كبائر ذنوب معقول. امام غزالي (رحمه الله) در باب توبه چه قدر تصريح به آن كرده است [2] .
(1) - دو چيزي که تحت قدرت داخل هستند، مثلا وجود شخص و عدم آن. ترجيح دادن يکي از اين دو (بطور مثال ترجيح وجود شخص) کاري اراده مي باشد.