باز نكته ديگر مي گوئيم بسياري از ادله صريح نص نيست در استخلاف بلكه بيان استحقاق شخص كند استخلاف را، و حاصل آن ادله آن است كه شخص في نفسه كامل است و شروط خلافت در وي متوفر اگر اتفاق برآن واقع شود آن خلافت راشده خواهد بود و اين نه عين استخلاف است و اين ادله پيش ما موجود است براي هر يكي از صديق و مرتضي.
و در مقدمهء معامله ى آن حضرت صلي الله عليه وسلم با خلفاء آنچه امراء با منتظر الامارة مي كنند قولًا و فعلًا ذكر كرديم چون فرمانروائي در خارج براي شخصي متحقق شد اين ادله اثبات خلاف راشدهء او خواهند كرد؛ زيرا كه خلافت راشده دو جزو دارد يكي فرمانروائي و آن بالحس معلوم خواهد بود ديگر اهليت فرمان روائي به اوصافيكه خداي تعالي در استعداد اين شخص وديعت نهاده است و آن بهمين نصوص معلوم خواهد شد و چون فرمانروائي در شخص متحقق نشد اين ادله بر كمال شخص في نفسه دلالت خواهند كرد نه بر ايجاب خلافت او پس اين ادله خالي از غرض مستدل خواهد بود بالجمله اين مقاله به منزله نقض اجمالي است ادله مخالف را و تنبيه جُملي است بر طريق تفصّي از اشكالات ايشان.