فهرس الكتاب

الصفحة 121 من 624

نيز انداختند قُلْ شد. وتو را رسد كه گويى قُلْ مأخوذ است از تَقُولُ

چون تاء را انداختند لام الفعل به وقفى ساكن گشت و واو به التقاىِ

ساكنين بيفتاد قُلْ شد.

امر غايب لِيَقُلْ لِيَقوُلاا لِيَقوُلُوا تا آخر، نهى لاا يَقُلْ لاا يَقُولاا لاا يَقوُلُوا تا

آخر، نون تاكيد ثقيله در امر حاضر قُولَنَّ قُولاانِّ قُولُنَّ قُولِنَّ قُولاانِّ قُلْناانِّ،

و نون تاكيد خفيفه قوُلَنْ قُولُنْ قُولِنْ ودر امر غائب لِيَقُولَنَّ لِيَقُولاانِّ لِيَقُولُنَّ

تا آخر.

نهى لاا يَقُولَنَّ الخ و در قُولَنَّ و لِيَقُولَنَّ و لاا يَقُولَنَّ واو باز پس آمد زيرا

كه التقاىِ ساكنين زايل شد. مجهول ماضى قيلَ قيلاا قيلُوا قيلَتْ قيلَتاا

قُلْنَ قيلَ در اصل قُوِلَ بود، كسره بر واو ثقيل بود به ما قبل دادند بعد از

سلب حركت ماقبل واو منقلب شد به ياء، قيل شد و همچنين است تا

قُلْنَ.

و در قُلْنَ تا آخر، واو به التقاىِ ساكنين بيفتاد و ضمّه اصلى قاف

باز پس آمد تا دلالت كند بر اينكه عين الفعل كه افتاده است واو بوده

نه ياء و صورت معلوم و مجهول و امر در جمع مؤنث يكسان شد و در

تقدير مختلف، اصل قُلْنَ معلوم قَوَلْنَ و اصل قُلْنَ مجهول قُوِلْنَ و اصل

قُلْنَ امر اُقْوُلْنَ است. مستقبل مجهول يُقاالُ يُقاالاانِ يُقاالُونَ تا آخر. اصل

يُقاالُ يُقْوَلُ بود واو حرف علّه متحرك ماقبلش حرف صحيح و ساكن

فتحه واو را به ماقبل دادند واو در موضع حركت بود ماقبلش مفتوح قلب

به الف كردند يُقاال شد و همچنين است حال ديگر الفاظ. و در يُقَلْنَ و

تُقَلْنَ الف به التقاىِ ساكنين افتاد. امر غايب مجهول لِيُقَلْ لِيُقاالاا لِيُقاالُوا

تا آخر. نهى مجهول لاا يُقَلْ لاا يُقاالاا لاا يُقاالُوا تا آخر. اسم فاعل قائلٌ

قاائلاانِ قاائلُونَ تا آخر. قائل اصلش قااوِلٌ بود واو واقع شده بود بعد از الف

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت