فهرس الكتاب
مضاعف از سه باب اصول آيد از فَعَلَ يَفْعِلُ «الفَرّ: فِرار كردن» .
ماضى فَرَّ مستقبل يَفِرُّ واز باب فَعِلَ يَفْعَلُ «اَلْبَرّ: نيكويى كردن»
ماضى بَرَّ مستقبل يَبَرُّ و از باب فَعَلَ يَفْعُلُ چنانكه گذشت در مَدَّ يَمُدُّ و
در امر حاضر و اَخَااتِ وى از اين دو باب، سه وجه جايز است زيرا
كه ضمّه از براى موافقت عين الفعل مستقبل بود ساقط شد و نون تأكيد
ثقيله مُدَّنَّ مُدّاانِّ مُدُّنَّ مُدِّنَّ مُدّاانِّ اُمْدُدْناانِّ خفيفه مُدَّنْ مُدُّنْ مُدِّنْ اسم
فاعل: ماادٌّ ماادّاانِ ماادُّونَ ماادَّةٌ ماادَّتاانِ ماادّااتٌ ومَوادٌّ، اسم مفعول مَمْدُودٌ
مَمْدُودانِ مَمْدُودونَ تا آخر.
فصل:
مصدر ميمى و اسم زمان و اسم مكان در فعل ثلاثى مجرّد از يَفْعَل
بر وزن مَفّعَل آيد چون مَشْرَب به معنى: آشاميدن و زمان آشاميدن و
مكان آشاميدن و از يَفْعُلُ نيز همچنين آيد چون قَتَلَ يَقْتُلُ مَقْتَل بمعنى:
كشتن و زمان كشتن و مكان كشتن.
و در چند كلمه اسم زمان و مكان بر وزن مَفْعِل آيد به كسر عين به
خلاف قاعده و قياس چون مطْلِعٌ و مَشْرِقٌ و مَغْرِبٌ و مَسْجِدٌ و مَسْقِطٌ و
مَنْبِتٌ و مَفْرِقٌ و مَنْسِكٌ و مَجْزِرٌ و در اين همه فتحه هم جايز است.
و از يَفْعِل مصدر ميمى مَفْعَل آيد به فتح و مكان و زمان بر وزن
مَفْعِل آيد به كسر چون مَجْلِس. و از مثال مطلقا(خواه مضمومُ العين و
خواه مكسور العين و خواه مفتوح العين)همه بر وزن مَفْعِل آيد به كسر
اهل حجاز ادغام نمى كنند و بنوتميم ادغام مى كنند چنانكه شاعر گفته فَغَضِّ الطَّرْف اِنَّكَ مِنْ
نَميرٍ.