فهرس الكتاب
عين چون مَوْعِدٌ و مَوْضِعٌ و مَوْجِلٌ و مَوْسِمٌ و مَيْسِرٌ. و از ناقص مُطلقًا بر
وزن مَفْعَل آيد به فتح عين چون مَرْمى و مَرْضى و مَرْخى. و از لفيف
مفروق و مقرون و اجوف و مضاعف اسم زمان و مكان و مصدر ميمى بر
قياس صحيح است.
و بدانكه مِفْعاالٌ و مِفْعَلٌ و مِفْعَلَةٌ براى آلت بود چون مِخْيَط و مِفْتااح و
مِفْرَقَة و فَعْلَة بفتح فاء از ثلاثى مجرّد براى مَرّة بود چون ضَرَبْتُهُ ضَرْبَةً به
معنى يكبار زدن است و فِعْلة بكسر فاء براى هيأت و چگونگى فعل بود
چون جَلَسْتُ جِلْسَةً كه به معنى يك نوع نشستن است و فُعْلَة به ضمّ فاء
براى مقدار بود چون اَكَلْتُ لُقْمَةً و فُعاالة براى چيزى بود كه از فعل
ساقط شود چنانكه كُنااسَة و قُلاامَة.
و بدانكه از فعل ثلاثى مزيد فيه و رباعى مجرد و مزيد فيه، مصدر
ميمى و اسم زمان و اسم مكان بر وزن اسم مفعول آن باب باشد.
فصل:
بدانكه فَعَلَ يَفْعَلُ مشروط است به آن كه عين الفعل يا لام الفعل او
حرفى باشد از حروف حلق و آن شش است: «همزه و هااء و عين و
غين و حااء و خاءا» و واو در مثال اين باب چون وَضَعَ يَضَعُ بيفتد در
مستقبلش، زيراكه در اصل يَوْضِعُ بود، واو افتاد چنانكه در يَعِدُ بعد
آن كسره را بدل به فتحه كردند از جهت تثاقل حرف حلق، به خلاف
وَجِلَ يَوْجَلُ كه واو باقى است به حال خود.