فهرس الكتاب

الصفحة 48 من 624

الْمُسْتَقْبِلِ» يعنى نفى خبر دادن بواقع نشدن فعل است در زمان مستقبل

بلفظ مستقبل، چون: لَا يَضْرِبُ يعنى نمى زند او.

إسْتِفْهام در لغت، طلب فهم كردن را گويند. و در إِصْطِلاح

«اَلْاسْتِفْهَامُ هُوَ طَلَبُ الْمُتَكَلِّمِ مِنْ الْمُخَاطَبِ فَهْمَ الْفِعْلِ» يعنى:

استفهام، طلب كردن متكلم است از مخاطب، فهميدنِ فعل را چون:

هَلْ يَضْرِبُ، يعنى آيا مى زند او؟

[ماضى]

و از ماضى چهارده وجه باز مى گردد: شش مغايب را بود، و شش

مخاطب را، و دو حكايت نفس متكلّم را.

آن شش كه مغايب را بود: سه مذكّر را بود و سه مؤنّث را.

آن سه كه مذكّر را بود: ضَرَبَ، ضَرَباا، ضَرَبُوا.

ضَرَبَ: يعنى زد او يك مرد غايب در زمان گذشته. صيغه مفرد

مذكّر غايب است از فعل ماضى صحيح و ثُلاثى و مُجَرَّد و معلوم.

ضَرَبَ در اصل الضَّرْب بود (مصدر بود) خواستيم كه فعل بنا

كنيم، الف و لام مصدرى را از اولش انداختيم و راء و باء را فتحه

داديم ضَرَبَ شد بر وزن فَعَلَ. ضاد، فاء الفعل، راء، عين الفعل، باء،

لام الفعل. ضمير هو در او مستتر است به استتار جايزى، محلًّا مرفوع

است تا فاعلش بوده باشد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت