فهرس الكتاب
حرف استقبال، ضاد فاء الفعل، راء عين الفعل، باء لام الفعل، نون
علامت جمع مؤنّث و ضمير فاعل.
[ليضربن] در اصل يَضْرِبْنَ بود(جمع مؤنّث غايبه بود از فعل
مضارع)خواستيم جمع مغايبه مؤنّث بنا كنيم از فعل امر غايب، لام امر
غايب بر سرش درآورديم، لفظًا عمل نكرد زيرا كه نون علامت جمع
است نه عوض رفع، ومعنًى عمل نموده وخبر را بدل به انشاء كرده
لِيَضْرِبْنَ شد.
و از امر حاضر نيز شش وجه بازمى گردد: سه مذكّر را بود، و سه
مؤنّث را.
آن سه كه مذكّر را بود: اِضْرِبْ، اِضْرِباا، اِضْرِبُوا.
اِضْرِبْ: يعنى بزن تو يك مرد حاضر در زمان حال يا در زمان
آينده. صيغه مفرد مذكّر حاضر است از فعل امر حاضر، صحيح و مجرّد
و معلوم. اِضْرِبْ بر وزن اِفْعِلْ. همزه علامت امر حاضر، ضاد فاء
الفعل، راء عين الفعل، باء لام الفعل.
اِضْرِبْ امر است از تَضْرِبُ، تاء كه حرف مضارع بود از اوّلش
انداختيم، ما بعد تاء ساكن و ابتداء بساكن محال بود محتاج بهمزه
وصل شديم، نظر كرديم به عين الفعلش مكسور بود، همزه وصل
مكسور بر سرش درآورديم وآخرش را وقف كرديم، حركت آخر به
وقفى بيفتاد اِضْرِبْ شد.
اِضْرِباا: يعنى بزنيد شما دو مردان حاضر در زمان حال يا زمان