فهرس الكتاب
مضارع) خواستيم جمع مخاطبه مؤنّث بنا كنيم از فعل نهى، لاىِ ناهيه
بر سرش درآورديم، لفظًا عمل نكرد زيرا كه نون علامت جمع است نه
عوض رفع، و معنىً عمل كرد خبر را بدل به انشاء نمود لاا تَضْرِبْنَ شد.
وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود: لاا اَضْرِبْ، لاا نَضْرِبْ.
لاا أضْرِبْ: يعنى بايد نزنم من يك مرد يا يك زن در اين زمان يا
زمان آينده. صيغه متكلّم وحده است از فعل نهى، صحيح و مجرد و
معلوم.
لاا اَضْرِبْ در اصل اَضْرِبُ بود (متكلّم وحده بود از فعل مضارع)
خواستيم متكلّم وحده بنا كنيم از فعل نهى، لاىِ ناهيه بر سرش
درآورديم دو عمل كرد: لفظًا و معنىً، لفظًا عمل كرد حركت آخر را به
جزمى ساقط كرد، و معنىً عمل كرد خبر را بدل به انشاء كرد
لاا اَضْرِبْ شد.
لاا نَضْرِبْ: يعنى بايد نزنيم ما دو مردان و يا دو زنان و يا گروه
مردان و يا گروه زنان در اين زمان و يا زمان آينده. صيغه متكلّم مع الغير
است از فعل نهى، صحيح و مجرد و معلوم.
لاا نَضْرِبْ در اصل نَضْرِبُ بود (متكلّم مع الغير بود از فعل مضارع)
خواستيم متكلّم مع الغير بنا كنيم از فعل نهى، لاىِ ناهيه بر سرش
درآورديم دو عمل كرد: لفظًا و معنىً، لفظًا عمل كرد حركت آخر را به
جزمى ساقط كرد، و معنىً عمل كرد خبر را بدل كرد به انشاء
لاا نَضْربْ شد.