فهرس الكتاب

الصفحة 82 من 624

مضارع) خواستيم جمع مخاطبه مؤنّث بنا كنيم از فعل نهى، لاىِ ناهيه

بر سرش درآورديم، لفظًا عمل نكرد زيرا كه نون علامت جمع است نه

عوض رفع، و معنىً عمل كرد خبر را بدل به انشاء نمود لاا تَضْرِبْنَ شد.

وآن دو كه حكايت نفس متكلّم را بود: لاا اَضْرِبْ، لاا نَضْرِبْ.

لاا أضْرِبْ: يعنى بايد نزنم من يك مرد يا يك زن در اين زمان يا

زمان آينده. صيغه متكلّم وحده است از فعل نهى، صحيح و مجرد و

معلوم.

لاا اَضْرِبْ در اصل اَضْرِبُ بود (متكلّم وحده بود از فعل مضارع)

خواستيم متكلّم وحده بنا كنيم از فعل نهى، لاىِ ناهيه بر سرش

درآورديم دو عمل كرد: لفظًا و معنىً، لفظًا عمل كرد حركت آخر را به

جزمى ساقط كرد، و معنىً عمل كرد خبر را بدل به انشاء كرد

لاا اَضْرِبْ شد.

لاا نَضْرِبْ: يعنى بايد نزنيم ما دو مردان و يا دو زنان و يا گروه

مردان و يا گروه زنان در اين زمان و يا زمان آينده. صيغه متكلّم مع الغير

است از فعل نهى، صحيح و مجرد و معلوم.

لاا نَضْرِبْ در اصل نَضْرِبُ بود (متكلّم مع الغير بود از فعل مضارع)

خواستيم متكلّم مع الغير بنا كنيم از فعل نهى، لاىِ ناهيه بر سرش

درآورديم دو عمل كرد: لفظًا و معنىً، لفظًا عمل كرد حركت آخر را به

جزمى ساقط كرد، و معنىً عمل كرد خبر را بدل كرد به انشاء

لاا نَضْربْ شد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت