فهرس الكتاب

الصفحة 139 من 297

وَفِي رِوَايَةٍ: أَنَّهَا جَاءَتْ تَزُورُهُ فِي اعْتِكَافِهِ فِي الْمَسْجِدِ فِي الْعَشْرِ الأَوَاخِرِ مِنْ رَمَضَانَ، فَتَحَدَّثَتْ عِنْدَهُ سَاعَةً، ثُمَّ قَامَتْ تَنْقَلِبُ، فَقَامَ النَّبِيُّ % مَعَهَا يَقْلِبُهَا , حَتَّى إذَا بَلَغَتْ بَابَ الْمَسْجِدِ عِنْدَ بَابِ أُمِّ سَلَمَةَ، ثُمَّ ذَكَرَهُ بِمَعْنَاهُ.

واژه ها:

أنقلب: بر مي گردم.

ليَقْلِبَنِي: تا مرا بر گرداند.

علي رسلکما: آهسته و آرام باشيد.

يَجْرِي: جريان مي يابد , حرکت مي کند.

مجري الدم: مانند جريان خون.

يقذف: مي اندازد , مي افکند.

سَاعَةً: بخشي از زمان.

مفهوم حديث: صفيه بنت حيي & مي فرمايد: رسول الله % در مسجد معتکف بود , شبي براي ديدن ايشان به نزدش رفتم , با ايشان مشغول صحبت شدم , سپس برخاستم تا به خانه ام برگردم , ايشان بلند شدند تا مرا تا خانه همراهي کنند ـ صفيه & در خانه ي اسامه بن زيد ^ ساکن بود ـ دو نفر از انصار از کنار ما گذشتند , وقتي که پيامبر % را ديدند به سرعت راه رفتن خود افزودند , پيامبر % به ايشان گفتند: آهسته و آرام باشيد , اين زني که همراه من است همسرم صفيه بنت حيي است , آن دو گفتند: سبحان الله يا رسول الله (ما چگونه مي توانيم به شما سوء ظن داشته باشيم) , پيامبر % فرمودند: شيطان مانند خون در بدن بني آدم نفوذ مي کند و من ترسيدم که در دل شما چيز بدي بيافکند.

و در روايتي: حفصه & در دهه ي سوم رمضان نزد پيامبر % در مسجد محل اعتکافش آمد تا از ايشان ديدن کند , پاره اي از وقت با ايشان مشغول صحبت شد , سپس برخاست تا برگردد , پيامبر % نيز برخاست تا او را تا خانه اش همراهي کند , وقتي که به در مسجد از جهت در ام سلمه رسيد. . . سپس معناي حديث مذکور را روايت کرد.

كتابُ الحجِّ

بابُ المواقيتِ

کتاب حج , باب مواقيت

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت