فهرس الكتاب
رسول الله % هنگامي که وارد مکه شد شروع به طواف کرد , اولين کاري که در طوافش انجام داد اين بود که حجر الأسود را گرفت سپس سه دور از هفت دور طواف را با حالت نيم خيز انجام داد , و چهار دور باقي مانده را راه رفت , وقتي طوافش را به پايان رسانيد کنار مقام ابراهيم دو رکعت نماز خواند , سپس سلام نماز داد و به سوي کوه صفا رفت و بين دو کوه صفا و مروه هفت بار سعي نمود , سپس در احرام خود باقي ماند تا وقتي که حجش را به پايان رسانيد , و قربانيش را روز دهم ذي الحجه (روز نحر) سر بريد , و از مني به مکه برگشت و طواف خانه ي خدا کرد , سپس از احرام بيرون آمد و تمام چيزهايي که به سبب احرام بر ايشان حرام شده بود حلال شد , و آنهايي که با خود قرباني آورده بودند نيز مانند رسول الله % عمل کردند.
230 ـ عَنْ حَفْصَةَ & زَوْجِ النَّبِيِّ % أَنَّهَا قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ , مَا شَأْنُ النَّاسِ حَلُّوا مِنْ الْعُمْرَةِ وَلَمْ تَحِلَّ أَنْتَ مِنْ عُمْرَتِكَ؟ فَقَالَ: إنِّي لَبَّدتُّ رَأْسِي , وَقَلَّدتُّ هَدْيِي , فَلا أَحِلُّ حَتَّى أَنْحَرَ.
واژه ها:
ما شأن الناس: مردم را چه شده است؟
حلُّوا: از احرام بيرون آمدند.
لَبَّدتُّ رَأْسِي: در موي سرم صَمغ گذاشته ام. در گذشته کساني که مدتي طولاني در احرام باقي مي ماندند به موي خود صَمغ مي زدند تا از ريزش مو و ژوليده شدن آن و همچنين از پديد آمدن شپش در آن جلوگيري کند.
قَلَّدتُّ هَدْيِي: در گذشته کسي که هنگام حج يا عمره با خود از محل سکونتش قرباني (الهدي) به مکه مي برد بر روي آن علامتهايي مانند آويختن مشک آب يا لنگه کفش يا هر چيز ديگري ... مي گذاشتند تا همه بدانند که اين حيوانات هديه به خانه ي خدا است و در نتيجه از دستبرد زدن به آنها جلوگيري مي شد. اين عمل را تقليد مي گويند.
أنحر: قرباني مي کنم.