فهرس الكتاب
عبد الله بن حنين مي گويد: ابن عباس $ مرا نزد ابو ايوب انصاري ^ فرستاد , او را در حال شستن خود بين دو ستون کنار چاه در حالي که خود را با پارچه اي از ديد ديگران پوشانده بود يافتم , به او سلام کردم , او گفت: تو کيستي؟ گفتم: من عبد الله بن حنين هستم , ابن عباس $ مرا به نزد تو فرستاده است و از تو مي پرسد: رسول الله % هنگامي که محرم بود چگونه سر خود را مي شست؟ ابو ايوب ^ دستش را بر روي آن پارچه گذاشت و آن را پايين آورد تا جايي که سرش براي من آشکار شد , سپس به شخصي که رويش آب مي ريخت گفت: آب بريز. او آب را بر روي سر ابو ايوب ^ ريخت , ابو ايوب ^ سرش را با جلو و عقب بردن دستانش تکان داد , سپس گفت: رسول الله % را ديدم که چنين مي کرد.
و در روايتي: المسور به ابن عباس $ گفت: بعد از اين هرگز با تو بحث نمي کنم.
بابُ فَسْخِ الحجِّ إِلى العُمْرَةِ
باب: فسخ کردن حج به عمره
238 ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ $ قَالَ: أَهَلَّ النَّبِيُّ % وَأَصْحَابُهُ بِالْحَجِّ وَلَيْسَ مَعَ أَحَدٍ مِنْهُمْ هَدْيٌ غَيْرَ النَّبِيِّ % وَطَلْحَةَ ^ , وَقَدِمَ عَلِيُّ ^ مِنْ الْيَمَنِ، فَقَالَ: أَهْلَلْتُ بِمَا أَهَلَّ بِهِ النَّبِيُّ %، فَأَمَرَ النَّبِيُّ % أَصْحَابَهُ أَنْ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً , فَيَطُوفُوا ثُمَّ يُقَصِّرُوا وَيَحِلُّوا , إلاَّ مَنْ كَانَ مَعَهُ الْهَدْيُ، فَقَالُوا: نَنْطَلِقُ إلَى مِنىً وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ؟ فَبَلَغَ ذَلِكَ النَّبِيَّ % فَقَالَ: لَوْ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ مَا أَهْدَيْتُ , وَلَوْلا أَنَّ مَعِي الْهَدْيَ لأَحْلَلْتُ.