فهرس الكتاب
258 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاس $ قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ % أَنْ تُتَلَقَّى الرُّكْبَانُ , وَأَنْ يَبِيعَ حَاضِرٌ لِبَادٍ، قَالَ: فَقُلْتُ لابْنِ عَبَّاسٍ $: مَا قَوْلُهُ حَاضِرٌ لِبَادٍ؟ قَالَ: لا يَكُونُ لَهُ سِمْسَارًا.
واژه ها:
تُتَلَقَّى الرُّكْبَانُ: رفتن به پيشباز فروشندگاني که از خارج از شهر مي آيند به منظور خريد کالاهايشان قبل از رسيدن به بازار شهر.
أَنْ يَبِيعَ حَاضِرٌ لِبَادٍ: الحاضرُ: کسي که در شهر ساکن است , والبادي: منسوب به باديه يعني صحرا و بيابان است و در اينجا منظور کسي است که براي فروش کالا و جنسش به شهر مي آيد. در اين حديث از اينکه شخص مقيم در شهر براي روستايي يا بيابان نشين کالايش را بفروشد جلوگيري شده است تا اينکه تاجران آن شهر بتوانند با خريدن مستقيم کالا از آنها سود ببرند.
السمسار: دلال.
مفهوم حديث: عبد الله بن عباس $ مي فرمايد: رسول الله % از اينکه شخصي به پيشباز صحرا نشين برود تا کالايش را از او بخرد يا از اينکه براي شخص بيابان نشين دلالي کند نهي فرموده است. راوي مي گويد: به ابن عباس $ گفتم: منظورش از اينکه شخص شهر نشين براي بيابان نشين نفروشد چيست؟ فرمود: براي او دلالي و سمساري نکند.
259 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ $ قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ % عَنْ الْمُزَابَنَةِ، أَنْ يَبِيعَ ثَمَرَ حَائِطِهِ إنْ كَانَ نَخْلًا بِتَمْرٍ كَيْلًا، وَإِنْ كَانَ كَرْمًا أَنْ يَبِيعَهُ بِزَبِيبٍ كَيْلًا , وَإِنْ كَانَ زَرْعًا أَنْ يَبِيعَهُ بِكَيْلِ طَعَامٍ، نَهَى عَنْ ذَلِكَ كُلِّهِ.
واژه ها: