فهرس الكتاب

الصفحة 186 من 297

ثُمَّ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ % فِي النَّاسِ , فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ، مَا بَالُ رِجَالٍ يَشْتَرِطُونَ شُرُوطًا لَيْسَتْ فِي كِتَابِ اللَّهِ؟! مَا كَانَ مِنْ شَرْطٍ لَيْسَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَهُوَ بَاطِلٌ وَإِنْ كَانَ مِائَةَ شَرْطٍ، قَضَاءُ اللَّهِ أَحَقُّ، وَشَرْطُ اللَّهِ أَوْثَقُ، وَإِنَّمَا الْوَلاءُ لِمَنْ أَعْتَقَ.

واژه ها:

كَاتَبْتُ أَهْلِي: با ارباب خود قرار داد بستم تا با پرداختن مقداري پول به صورت قسطي خود را آزاد کنم.

أواق: جمع أُوقِيَّة وزني است معادل 119 گرم , و نه اوقيه برابر با 1071 گرم مي باشد.

أَعِينِينِي: مرا ياري ده , کمکم کن. (براي مونث است) .

أعدها لهم: آن را برايشان فراهم مي کنم.

الولاء: حق آزاد کردن برده , با ولاء از همديگر ارث برده مي شود و خويشاوندي حاصل ... مي گردد.

أوثق: معتبرتر.

مفهوم حديث: عايشه & مي فرمايد: بريره نزد من آمد و گفت: با خانواده ي آقايم عقد مکاتبه بسته ام تا با پرداخت نه اوقيه ـ سالي يک اوقيه ـ خود را آزاد کنم , مرا در پرداخت اين مبلغ ياري کن , عايشه & فرمود: اگر خانواده ي آقايت راضي شوند که حق آزاد کردن تو براي من باشد من آن مبلغ را پرداخت مي کنم.

بريره به نزد خانواده ي آقاي خود رفت و موضوع را با آنها در ميان گذاشت , ولي آنان اين امر را نپذيرفتند , بريره نيز از نزد آنها برگشت و در حالي که رسول الله % نشسته بودند به عايشه & گفت: من اين موضوع را با آنها در ميان گذاشتم , ولي نپذيرفتند و گفتند بايد حق آزادي من از آن آنها باشد , عايشه & رسول الله % را از ماجرا باخبر ساخت , پيامبر % به او فرمودند: بريره را بگير و بر خانواده ي آقايش شرط کن که حق آزاديش از آن تو باشد , زيرا حق آزادي برده از آن کسي است که او را آزاد مي کند , عايشه & نيز چنين کرد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت