فهرس الكتاب

الصفحة 72 من 297

107 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ $ قَالَ: أَقْبَلْتُ رَاكِبًا عَلَى حِمَارٍ أَتَانٍ , وَأَنَا يَوْمَئِذٍ قَدْ نَاهَزْتُ الاحْتِلامَ , وَرَسُولُ اللَّهِ % يُصَلِّي بِالنَّاسِ بِمِنًى إلَى غَيْرِ جِدَارٍ، فمَرَرْتُ بَيْنَ يَدَيْ بَعْضِ الصَّفِّ فَنَزَلْتُ , فَأَرْسَلْتُ الأَتَانَ تَرْتَعُ، وَدَخَلْتُ فِي الصَّفِّ , فَلَمْ يُنْكِرْ ذَلِكَ عَلَيَّ أَحَدٌ.

واژه ها:

حمار أتان: الاغ ماده.

ناهزت الاحتلام: به سن بلوغ نزديک شده بودم.

بَيْنَ يَدَيْ بَعْضِ الصَّفِّ: جلوي صف.

ترتع: مي چرد.

إلي غير جدار: فضايي باز که روبرويش ديوار نباشد , بدون سُتره. [1]

مفهوم حديث: عبد الله بن عباس $ مي فرمايد: سوار بر الاغ ماده اي بودم که به مني آمدم , آن روزها به سن بلوغ نزديک شده بودم , رسول خدا % در مني براي مردم بدون گذاشتن ستره نماز جماعت مي خواند , از جلوي صف عبور کردم و پياده شدم , سپس الاغ را رها کردم تا بچرد , و خود وارد صف نماز شدم , و هيچ کس بر من ايرادي وارد نکرد.

108 ـ عَنْ عَائِشَةَ & قَالَتْ: كُنْتُ أَنَامُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ % وَرِجْلايَ فِي قِبْلَتِهِ، فَإِذَا سَجَدَ غَمَزَنِي فَقَبَضْتُ رِجْلَيَّ، فَإِذَا قَامَ بَسَطْتُهُمَا، وَالْبُيُوتُ يَوْمَئِذٍ لَيْسَ فِيهَا مَصَابِيحُ.

واژه ها:

غَمَزَنِي: آهسته با دستش به بدنم زد.

فقبضت: جمع کردم.

بسطتهما: پاهايم را دراز کردم.

المصابيح: جمع المصباح به معني چراغ.

(1) به آن چيزي مي گويند که شخص نماز گذار جلوي خود مي گذارد تا کسي از جلوي نمازش عبور نکند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت