فهرس الكتاب
136 ـ عَنْ سَهْلِ بن سَعْدٍ السَّاعِدي ^: أنَّ رِجَالًا تَماروا في مِنْبر ِرَسُول الله % مِن أيِّ عُودٍ هُوَ؟ فقال سَهْلٌ: من طَرْفاء الْغَابَةِ، وَقَدْ رَأيْتُ رَسُولَ الله % قَامَ عليهِ فَكبَّرَ وَكبَّرَ النَّاسُ وَرَاءَهُ وَهو عَلَى المِنْبَرِ، ثُمَّ ركَع فنزل القَهْقَرَي حَتَّى سَجَدَ في أصلِ الْمِنبرِ، ثُمَّ عَادَ حَتَّى فرَغَ مِنْ آخِرِ صَلاَتِهِ , ثم أَقْبَلَ عَلَى النَّاس فَقَالَ: يَا أيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هذَا لِتَأتمُّوا بي وَلِتَعلَّمُوا صَلاَتي.
وفي لفظ: فَصَلَّى وَهُوَ عَليْها ثَم كَبَّر عَلَيْهَا، ثُمَّ رَکَعَ وَهُوَ عَليْهَا ثُمَّ نَزَلَ الْقَهْقَرى.
واژه ها:
تماروا: با هم بحث کردند.
العود: چوب.
طرفاء الغابه: درختي شبيه درخت گِز.
القهقري: عقب , پشت.
لِتَأتمُّوا بي: براي اينکه به من اقتدا کنيد.
وهو عليها: ضمير (ها) به اعواد جمع عود بر مي گردد.
مفهوم حديث: سهل بن سعد ساعدي ^ مي فرمايد: گروهي با هم بر سر چوب منبر رسول الله % با هم به بحث و گفتگو پرداختند , سهل گفت: از چوب طرفاء الغابه است , و با چشمان خود ديدم که رسول الله % بر روي منبرش ايستاد و براي خواندن نماز تکبير گفت , مردم نيز پشت سر ايشان براي خواندن نماز تکبير گفتند , سپس رکوع کرد , سپس براي رفتن به سجده , از منبر عقبتر آمد و بر روي منبر سجده کرد , پس از سجود دوباره جلو رفت و نمازش را مانند رکعت اول ادامه داد تا اينکه نمازش را به پايان رسانيد , سپس رو به مردم کرد و فرمود: اي مردم من در نمازم چنين کردم تا شما به من اقتدا کنيد و چگونه نماز خواندن مرا بياموزيد.