فهرس الكتاب

الصفحة 111 من 148

و اين به معني آن نيست که اگر حاکميت نباشد دعوت اسلامي خاموش مي شود، منتهي وقتي که دولت با اخلاص و علم و آگاهي کامل، امر دعوت را بر دوش بکشد، دولت توحيد، وسيع تر گشته و هيبتي بزرگ و سلطنتي معني دار پيدا مي کند.

و اين واقعيت به خوبي در دورة حاکميت امام عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل سعود - رحمه الله - نمايان مي شود که دعوت توحيدي را ياري نمود و پرچم آن را به اهتزاز در آورد.

شيخ محمد بن عبداللطيف، سعد بن حمد بن عتيق و عبدالله بن عبدالعزيز عنقري، عمر بن محمد بن سليم، و محمد بن ابراهيم بن عبداللطيف رحمهم الله مي گويند:

«هنگامي که ناشکري و کفران نعمت ميان مردم شايع گشت، دچار تفرقه و اختلاف گشتند، و باعث شد دشمنان بر آنان تسلط يابند و به عرفهاي جاهلي گذشتگان مبتلا شدند تا اينکه خداوند در اين اواخر امام عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل فيصل را برايشان فرستاد که باعث زنده شدن دعوت اسلامي گشت و دشمنان را قلع و قمع نمود و بسياري از مردم شهرها و بيابان نشينها به دعوت او پيوستند و رفتارهاي گذشته خويش را ترک نمودند، و نيز باعث برگشت و توبه گناهکاران شد، و دين خدا دوباره در حرمين شريفين بر پا گشت [1] .

مسأله عقيده نزد امام عبدالعزيز به خوبي نمايان بود، زيرا که مي فرمايد:

«ما را وهابي مي نامند و مذهب ما را وهابي قلمداد مي کنند به اين اعتبار که گويا اين يک مذهب خاص است، ولي اين خطاي فاحشي است که افراد کينه توز آن را تبليغ مي کنند زيرا ما مذهب جديدي نداريم و عقيده ما همانا عقيده سلف صالح است و أئمه اربعه را احترام مي گذاريم و هيچ تفاوتي ميان شافعي، مالکي، حنبلي و حنفي نزد ما نيست و همه آنها در نظر ما محترم هستند.

(1) - «الدرر السنيه في الاجوبه النجديه» شيخ عبدالرحمن بن قاسم آن را جمع آوري کرده است: (7/ 284 - 285) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت