فهرس الكتاب
فيلسوفان پيشين خير وشر را به ستارگان نسبت داده و بر حسب نحس يا سعد بودن ستاره اي منع يا عطا را از ناحية آنها مي دانستند و مي گفتند زنده و فعّال هستند و در نفوس تأثير مي گذارند [1] .
تلبيس ابليس بر منكران رستاخيز
ابليس بسياري را فريفته كه منكر رستاخيز شده اند و از اينكه بعد از پوسيده شدن بازگردانده شويم اظهار دهشت نموده اند. و شيطان براي ايشان دو شبهه اقامه نموده يكي ناتوان بودن و ضعف ماده ازاينكه قابل برگشت باشد، ديگر اختلاط اجزاء مختلف بدن در اعماق زمين. قرآن از شبهة اول چنين ياد كرده: {أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنْتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ * هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ} [2] . «آيا پيغمبر شما را وعده مي دهد كه پس از مردن و خاك شدن و جدا شدن استخوانها باز (از گورتان) بيرون آورده مي شويد؟ هيهات از آنچه به شما وعده مي دهند» . و به شبهة دوم از قول منكران چنين اشاره نموه: {وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ كَافِرُونَ} [3] . «آيا هنگامي كه در زمين گم شديم (و اجزاء ما پراكنده و بي نشان شد) ا به صورتي ديگر باز آفريده مي شويم؟» . و مذهب اكثر جاهليان در موضوع رستاخيز همين بوده است، چنانكه شاعر گفته است:
«پيغمبر ما را خبر مي دهد كه بزودي زنده خواهيم شد.
اما حيات مردگان و جمجمه ها چگونه خواهد بود؟»
و ديگري] ابن الزّبعريَْ [سروده است:
حياة ثم موت ثم بعث ... حديث خرافة يا امّ عمرو
(1) بعضي انديشمندان در قرن پنجم وششم اين اعتقاد خرافي را منكر گرديدند به طوري كه در رباعيات منسوب به خيام و حتي در مقامات حميدي (مقامة بين الطبيب والمنجم) به «مدبّر بودنِ نجوم و كواكب» مورد تعريض و تمسخر واقع شده است. - م.
(2) سوره مؤمنون، آيات 36 - 35.
(3) سورهء سجده، آيهء 10.